تبلیغات
پرواز پرستوها پرواز پرستوها - لذت دوست داشتن...!
 

لذت دوست داشتن...!

نویسنده: پرستو

تاریخ ارسال: پنجشنبه 19 فروردین 1389

 

غرق بودم...

 نیازهام...افکارم...تو...

همشون با کلی دغدغه آمیخته شده بودن و من سعی می کردم که اونارو سرو سامون بدم...

ولی نمی شد...

دلواپسی ها بدون لحظه ای ایستادن محکم به در قلبم می کوبیدن و اضطراب و نگرانی منو تشدید می کردن...

ترس...

باچهره سیاه کریهش جلوم وایساده بود و زل زده بود توی چشمام...

می خواست تصویر صورت مهربونتو از جلوی چشمام محو کنه...

پر بودم از چیزایی که نمی شناختمشون...

دستام تشنه بودن...

تشنه دستای دوست داشتنی تو...

دیگه اسارت معنای کلامی خودشو از دست داده بود...

لبهام تشنه طعم تلخ لبات که پر بودن از شیرینی دوست داشتن بودن...

همه لحظه ها رو پس زدم تا به تو برسم...

ترسو با خنجری از تنفر زخمی کردمو به درک فرستادم...

لحظاتو به فراموشی سپردم...

می دویدم...

فقط واسه اینکه پیدات کنم...

تموم لحظات که کنار رفتن...تورو دیدم...

بدون اینکه حرفی بزنی یا من حرفی بزنم خودمو توی آغوشت انداختم ......

پر از عشق شدم...

ولی از این می ترسیدم که عشقیو احساس نکرده باشی...

این منم...

توی آغوشت...

با وجودی سرشار از عشق به تو...

 

 

 

() نظرات